arianarian، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

آرین مامانی

سرما خوردگی

1392/7/17 18:26
نویسنده : رها
244 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خوشگلم:

نفسم ، دیروز صبح که از خواب بیدار شدی دیدم دماغ خوشگلت آبریزش داره ، چن تا عطسه هم که کردی گفتم ای وای 

پسرم سرما خورده.یه کم که گذشت دیدم عسلم تب هم داره.آخه شب هر چفد من و بابایی روت پتو یکشیم ،

شما میندازیش.تا ساعت 4 صبر کردیم دیدم چشای نازت هم قرمز شده ، خیلی هم بی تابی میکردی . به بابایی گفتم

بدو پسری رو ببریم دکتر.

من و بابایی بردیمت دکتر یه کم دارو داد و گفت که پسری سرما خورده آخه هوا خیلی سرد شده.تازه اولای پاییزه

و چن تا استان هم برف اومده.فک کنم زمستون سردی داشته باشیم.

عزیزم می خوام ازت گله کنم نمیدونم چرا فرنی و سوپ نمی خوری .طبق معمول همه چیزا یه بار دوس داری.

مامان اینهمه لحظه شماری می کرد که زود 6 ماهت تموم بشه تا بتونی غذا بخوری.

فرنی که درست کردم فقط بار اول خوردی ، بعدش همش با زور بهت فرنی میدادم ، تو هم همش امی خواستی بالا بیاری.

سوپ هم همین طور . دیروز که برای بار اول بهت سوپ میدادم خیلی با اشتها خوردی . 

گفتم خدارو شکر اگه پسرم فرنی نمی خوره عوضش سوپ می خوره . ولی امروز که دوباره سوپ درست کردم

بالا آوردی . مامان خیلی ناراحت شد .

خدایا پسرم مشکلی نداشته باشه. نمیدونم چیکار کنم. بازم میام واست مینویسم که چی شد عسلم.

یادت باشه مامان و بابایی خیلی دوستت دارن و نفسشون واست میره عزیزم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)