می نویسم برای پسرم
نامه ای برای پسرم... اکنون که این نامه را برایت می نویسم سال1392 شمسی است و من نمی دانم که چند سال پس از این می توانم این نامه را برایت بخوانم و چند سال بعدتر تو می توانی آ ن را بفهمی...با این حال برایت می نویسم. عزیزم...همیشه یاد خدا را سرلوحه ی کارت قرار بده...و تا میتوانی در دانستن بکوش که بی شک تو را متوجه حضور او می کند. پسرم...آن هنگام که تعهد کردی،مهربانی را برای همیشه در مسیر زندگیت همراه کن...همیشه با او"باش"...بگذار حضور تو را حس کند...بگذار آغوش تو گرمش کند...و نگاه پر امیدت را همیشه در ازدحام جستجو کند. زندگیم...نه من و نه پدرت قرار نیست همیشه تو را درک کنیم... ...
نویسنده :
رها
13:32


