arianarian، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

آرین مامانی

می نویسم برای پسرم

1392/5/8 13:32
نویسنده : رها
442 بازدید
اشتراک گذاری

نامه ای برای پسرم...

اکنون که این نامه را برایت می نویسم سال1392 شمسی است و من نمی دانم

که چند سال پس از این می توانم این نامه را برایت بخوانم و چند سال بعدتر 

تو می توانی آ ن را بفهمی...با این حال برایت می نویسم.

 

عزیزم...همیشه یاد خدا را سرلوحه ی کارت قرار بده...و تا میتوانی  در دانستن 

بکوش که بی شک تو را متوجه حضور او می کند.

 

پسرم...آن هنگام که تعهد کردی،مهربانی را برای همیشه در مسیر زندگیت همراه

کن...همیشه با او"باش"...بگذار حضور تو را حس کند...بگذار آغوش تو 

گرمش کند...و نگاه پر امیدت را همیشه در ازدحام جستجو کند.

 

زندگیم...نه من و نه پدرت قرار نیست همیشه تو را درک کنیم...

از ما بیش از یک پدر و مادر نخواه...که آن هم البته کم نیست...

بگذار به اندازه ی یک نسل متفاوت فکر کنیم...آرام باش،گفتگو

تفاوتها را دلنشین می کند.

 

نفسم...همیشه در زندگیت پر از خواسته باش و مردانه پای یک یکشان بایست...

مغرورانه مرد باش اما از مرد بودنت  استفاده نکن...ذلیل می شوی...سعی  کن

مردانگیت را پیشه ی خود کنی...سخت است میدانم.

 

مهربانم...ورزش کن بگذار هر سلولت لذت بودن را حس کنند...قدری هم از هنر بدان

تا آنچه را نتوان گفت تو ترسیم کنی...بنوازی آهنگ دل مردم را...شور دهی به این شعور...

 

عمرم...تاریخ زیاد بخوان که پر از تکرار است و شو...بسیار هم سفر کن...تا دل کندن

را بیاموزی.

 

پسرکم...مردمان را هر یک چون ستاره ای ببین که قدری از راهت را روشن  می کنند...

هر کدام را مداری قرار بده...دور و نزدیک...از نورشان در رفتن بهره بجو...

تو نیز هیچ گاه نورت را از آنان دریغ مکن.

 

ثمره ام ...به انتظارت آنقدر می مانم تا برسد آن روزی  که برایم بنویسی...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)