بیداری
سلام نفس مامان: خیلی وقته که نتونستم یه مطلب واست بنویسم آخه پسر مامانی خیلی بازیگوش شده و اصلا به مامانی اجازه نمیده به کاراش برسه . عزیز دل مامان الان یه مدته که صبحا ساعت6 بیدار میشی و نمی ذاری مامانی بخوابه. منم همش به خاطر این شیطنت شما سر درد دارم مثل اون موقع ها که تو دل مامانی بودی و مامانی همش سر درد داشت. پسرم خیلی خستم.مامان به اندازه ی سنت بی خوابی داره عزیزم.یه وقتایی بهت التماس می کنم که یه کم بخوابی تا مامان استراحت کنه ولی شما انگار میفهمی و همش میخندی. اون موقع است که نبودن بابایی رو بیشتر احساس میکنم و دوست دارم بابایی کنارمون باشه. تازه گیا هم که همش گریه میکنی که ببرمت بیرون.عاشق ماشین سواریی....
نویسنده :
رها
16:10






