بدون عنوان
بدون عنوان
فرشته ی زمینی
کودکی که آماده ی تولد بود نزد خدا رفت و پرسید:می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی اما من به این کوچکی و نا توانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟ خدا پاسخ داد از میان "فرشتگان"بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود. کودک همچنان مردد بود و ادامه داد:اما من اینجا در بهشت جز خندیدن وآواز و شادی کاری ندارم. خداوند لبخند زد:"فرشته ی"تو برایت آواز خواهد خواندو هر روزبه تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود. کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهم که مردم چه می گوینددر حالی که زبان آنها را نمی دانم.؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت:"فرشته ی"تو زی...
نویسنده :
رها
0:03
بدون عنوان
khoda ro hezaran hezar bar shokr ke ye gol pesare khoshtipo salem be man dadi ta zendegim rango boye zibatari be khodesh begire,khodaya sepas sepas
نویسنده :
رها
17:19
بدون عنوان
حس مادری
و چه زیباست 9 ماه انتظار...9 ماه دلتنگی...9 ماه اضطرابی که از هرگوشه سرک میکشد که چه میشود...9 ماه سخت خوابیدن و سخت خوردن... 9 ماه حسرت لمس کردنت...در آغوش کشیدنت... و تو آمدی و دنیای مرا دگرگون کردی...و مرا مادری کردی عاشق... و بدان که آمدنت موسیقی عشق است...وصبری که در پرتو عشقت نصیبم شدتا عاشقانه مادری کنم. پروردگارا/بخاطرچنین گوهری سپاسگزارم.
نویسنده :
رها
20:15






